English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 81032220 021 98+
نمابر: 81032200 021 98+
آدرس دبیرخانه: تهران: کریمخان زند، نبش شهید عضدی(آبان شمالی)، پلاک 76 طبقه دوم، شماره 212 .............................................. کانال تلگرام : https://telegram.me/IISAchannel شماره پیام رسان: 09398897655
پست الکترونیکی: iisa.centraloffice@gmail.com
کد پستی: 1597633141
مشاهده جزئیات

1392/12/12 - 1:15

مهدی زیبایی*

 

هدف از مطالعه ریسک در روابط بین­الملل پاسخ دادن به یک مجموعه از سوالات است که بایکدیگر ارتباطات تنگاتنگی دارند. افرادی که از طریق مقاله­های خود به مبحث ریسک در روابط بین­الملل ورود نموده هر یک به نوبه خود به مجموعه مشابهی از سوالات پرداخته­اند­، لیکن نتایج بررسی­های ایشان متفاوت می­باشد. بطور کلی سولات اصلی مطرح در این حوزه عبارتند از: ریسک­های واقعی یا ذهنی در برابر دولت­ها و جوامع کدامند؟ حکومت­ها و سایر بازیگران مهم چگونه مدیریت ریسک را جستجو می­کنند و این فرآیند چه اثری بر رفتار دولت، شکل دولت و روابط درون دولتی دارد؟ ریسک و استراتژی­های مدیریت ریسک چگونه درک می­شوند و تاثیر آن بر مدیریت ملی، منطقه­ای یا جهانی چگونه است؟

اکثریت مقالات نگاشته شده در این حوزه با توجه به رویکرد جامعه­شناختی مرتبط با ریسک به بررسی چگونگی مدیریت موضوعات مهم در سیاست جهانی معاصر می­پردازند( نظیر دیدگاه "نوسازی انعکاسی"بک و گیدنز، دیدگاه "حکومت­مندی"فوکو، "سازه­انگاری فرهنگی"مری داگلاس). در این میان دارلی جارویس استاد سیاست و مدیریت دانشگاه ملی سنگاپور مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و اذهان را به اثر مورد غفلت قرار گرفته­ اقتصاددان برجسته قرن بیستم فرانک نایت معطوف می­­دارد. به باور وی پژوهش­های نایت در زمینه بلاتکلیفی و ریسک اقتصادی، می­تواند معیاری برای ارزیابی و سنجش ریسک در جنبه­های مختلف فعالیت اجتماعی باشد. جارویس مدعیست که مدل روش­شناختی سه ضلعی نایت، که تاکنون توسط پژوهشگران روابط بین­الملل مورد استفاده قرار نگرفته، می­تواند در نحوه برداشت ما از مدیریت کنونی امور در داخل و بین دولت­ها  مفید باشد.

در مقاله­ای دیگر یی-کونگ هنگ و کن مک داگ بر پایه "جامعه ریسک جهانی "بک چهارچوبی را برای بررسی تغییر استراتژی ضد تروریسم دولت اوباما ارائه داده­اند. آنها معتقدند که جنگ در برابرتروریسم نه از طریق اعمال خشونت بلکه بواسطه توسعه رژیم­های تنظیمی ریسک به نتیجه می­رسد و در میان طیف گسترده­ای از وظایف، تقابل با تروریسم را به وظیفه اصلی حکمرانی بدل نموده است. دلف روث با الهام از رویکرد حکومت­مندی و نظریه گفتمان بطور خلاقانه­ای شکل­گیری سیاست حکمرانی بین­المللی در زمینه ریسک جهانی جدید - تغییر آب و هوا - را بررسی نموده است. وی معتقد است که تناقض موجود در وضعیت سیاست آب و هوای جهانی، یعنی محدود ماندن اقدام بین­المللی به معیارهای بازار محور و انجام اقدامات داوطلبانه علیرغم اجماع آشکار بر سر خطر تغییرات آب و هوا، نتیجه کشمکش­های پراکنده در زمینه سیاست­های این بخش است. اجماع در حال گسترش بر سر خطر تغییرات آب و هوا با معرفی تغییر آب و هوا به عنوان یک ریسک طبیعی بدون مرز و نا مشخص بودن علل و اثرات اجتماعی-اقتصادی آن بطور غیر مستقیم شکست الگوی لیبرال مدیریت ریسک را تقویت می­کند. استیسی گاتکوسکی بر استفاده داخلی از ریسک و استراتژی­های مدیریت ریسک در برنامه­ پیش­دستانه بریتانیا در زمینه کاهش ریسک اسلام­گرایان افراطی داخل کشورتمرکز کرده است. وی با الهام از مری داگلاس و رویکرد حکومت­مندی، باور دارد که در نظر گرفتن انگلیس به عنوان یک نمونه، نتایج قابل ملاحظه­ای در زمینه مطالعه ریسک در رشته روابط بین­الملل به همراه دارد، چرا که دوگانگی فرهنگی موجود در سیاست­های این کشور اختلاف جزیی بین شناسایی و مدیریت ریسک را آشکار می­سازد. رویکرد دوگانه دولت سکولار بریتانیا نسبت به مذهب باعث گردیده که اسلام نسبتاً ریسکی –غیر منطقی و غیر قابل کنترل، ثابت و درونی –دیده شود، همچنین رویه مذکور که شبیه به مفهوم "حکمرانی طبیعی"فوکوست منجر به بسط این رویکرد متناقض­به حوزه مدیریت ریسک می­شود. فلورین کون در مقاله خود استدلال می­کند که معضل امنیتی بازیگران فرو دولتی که در نتیجه دخالت­های غرب در عصر پس از جنگ سرد باعث آزار دولت­های وامانده (Failed State) شده است و امکان حل بالقوه آن منوط به بذل توجه بیشتر به ریسک­های (واقعی یا ذهنی) تاثیرگذار بر رفتار بازیگران بین­المللی و داخلی است. به عبارت دیگرکون از اهمیت شناخت ریسک­های دشمن جانبداری می­کند. بطور کلی، این آثار باعث می­شوند که ادبیات ریسک اجتماعی نقش سازنده­ای در بطن روابط بین­الملل ایفاء کند، پرتو جدیدی بر پدیده­های اجتماعی و سیاسی افکنده که به اندازه کافی توسط نظرات و مباحث جاری مورد توجه قرار نگرفته­اند.

در این راستا آخرین اثر شهر همری، اثری متفاوت است از این نظر که کاملاً از دیدگاهی انتقادی به ادبیات ریسک در روابط بین­الملل پرداخته است. همری جهت بسط یک چارچوب تحلیلی به منظور توصیف این نکته که چرا مفهوم ریسک ریشه در برخی ساختارهای مشخص دارد و چرا این مفاهیم بر شیوه یا شیوه­هایی خاص حاکم شده­اند، گام­های اولیه را برداشته است. وی معتقد است که گونه­های کنونی مدیریت ریسک محصول و تسهیل­کننده فرآیندهای بلند مدت تغییر شکل دولت در زمینه ظهور دولت تنظیمی هستند. مفهوم ریسک بدون مرز و الگوهای مرتبط با مدیریت ریسک وسیله­ای برای گذار به فراسوی عرصه سیاسی دولت ملی، انتقال فضاهای نهادی به الگوهای تنظیمی جدید حکمرانی است که در دستان بازیگران غالباً غیر سیاسی بوده و مورد توجه عموم قرار
نمی­گیرند. وی با الهام از اقتصاد سیاسی و جغرافیای سیاسی انتقادی و با مد نظر قرار دادن ریسک در حوزه سیاست سرزمینی مورد مناقشه رژیم­های دولتی در مسیر تحلیل منشاءکشمکش­ها به پیش می­رود.

بطور خلاصه، نوشتار حاضر بدنبال ارائه یک ارزیابی انتقادی فراگیر از ادبیات نوپا و مقالات متکی به دیدگاه­های جامعه­شناسانه موجود جهت پرتو افکندن بر موضوعات مهم جهان سیاست است. با این که آثار یاد شده نقشی سازنده و تاثیرگذار دارند اما مناظرات در ادبیات ریسک کماکان بی­انتها باقی خواهند ماند و تحقیق بیشتر در زمینه گسترش بررسی ریسک در ساختارهای خاص و نیاز به بسط ابزارهای مفهومی و نظری در این رشته همچنان محسوس است. امید است که متن حاضر پایه مفیدی در راستای شکل­­دهی مولفه­های فوق باشد.

 

* دانشجوی دکتری روابط بین­الملل

منبع : تحریریه مجله الکترونیکی انجمن ایرانی روابط بین الملل
تعداد بازدید : 1038
تاریخ انتشار : 1392/12/12 - 1:15
دیدگاه ها
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏